شکست سکوت - تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 3:16
نازنینم... به بوسه ایی بگو دوستت دارم تا نگویند سکوت سرشار از ناگفته هاست + نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ساعت 5:37 توسط علیرضا |
همسرم - تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 3:16
نازنینم ... چه بالا می ره با عشق تو ، عیار من !
رد پا - تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 6:30
آهاااای رفیقِ پاییزانم !!! به جای مانده ردِ پای عشقم در لابلای انبوه ی از برگهای زرد و نارنجی باز آی که من همان زرد رویِ عاشقم به بوسه ای گونه هایم را سرخ کن و تا پاییزان دگر تو را بدرود + نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۶ساعت 22:25 توسط علیرضا |
نسترن - تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 6:30
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند + نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 8:43 توسط علیرضا |
چهل... - تاریخ: 1396/9/22 ساعت: 22:57
چهل به همین سادگی !!! نه چهل ساعت و نه چهل روز و نه چهل ماه بلکه 40 سال احساس میکنی که امروز متولد شدی . تازه احساس میکنی معنای خیلی از چیزها را حالا می فهمی . بهار و پاییز ، خوب و بد ،دوست داشتن ، عشق ، و معنا و مفهوم زمان و لحظه ها را با تمامئ وجودت احساس می کنی . کم کم یاد تمام آرزوهای دست نیافتن...
من شهریوریم... - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:06
شهریور عاشق انار بود ، اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد... آخر انار شاهزاده ی باغ بود تاج انار ڪجا و شهریور ڪجا ! انار اما فهمیده بود میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد... نه شهریور به انار می رسید
تمنا - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:06
نازنینم... گاهی نگاهی گاهی تمنایی وگاهی بوسه ایی !!! مرا بیدار کن باسخاوتِ بارانِ بوسه هایت تا بگویم که سراب نیستی ! من تشنه ام تشنه یخ نگاهت که اینروزها تنم را میلرزاند گاهی بوسه ایی گاهی نگاهی گاهی تمنایی !!! در امتدادِ این برگ ریزان
خدایااااا... - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:06
خدایا...   این همه نامهربانی با زمین چ&#1585
آوار... - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:06
  با بی مهری   سایبانی ساختی بنامِ م&#1
... - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 8:55
 اهای...!!!   تو که چون شهاب سنگ   عاشقانه &nb
ماهِ من.. - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 8:55
  نازنینم...   ستاره ها را سرزنش میکنند
زلفِ یار... - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 8:55
نازنینم ....   روی زِ من  بر نگردان    که 
حریرِ خیال - تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 8:25
نازنینم... به حریرِ خیالم خوش آمدی بیا که واژه هایم برایت رقصان وخرامان هنر نمایی می کنن . به حریر خیالم بوسه ای ده تا مستانه ِ مستانه دلربای کنم . بیا به یاسِ احساسم تا رقصانه و مستانه برایت غزل سرایی کنم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سو
تمنا - تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 8:25
نازنینم... گاهی نگاهی گاهی تمنایی وگاهی بوسه ایی !!! مرا بیدار کن باسخاوتِ بارانِ بوسه هایت تا بگویم که سراب نیستی ! من تشنه ام تشنه یخ نگاهت که اینروزها تنم را میلرزاند گاهی بوسه ایی گاهی نگاهی گاهی تمنایی !!! در امتدادِ این برگ
پاییز... - تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 8:25
باز پاییزِ تا خِرخِره مست آمد !!! مرا می ترساند رخساره ی زرد ش، هلاک برگها را دراندیشه دارد این " عروس افسونگر "... + نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:23 توسط علیرضا |
فراغ - تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 11:29
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم به طاقتی که ندارم کدام بار کشم نه دست صبر که در آستین عقل برم نه پای عقل که در دامن قرارکشم "سعدی " + نوشته شده در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 13:15 توسط علیرضا |
آرزو - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 13:09
نازنینم... اگر آرزویت کنم .... برآورده شدن را بلدی ؟!
سیلاب جنون - تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:14
نازنینم ... بی گدار به آب نزن که زِ سیلابِ جنونت هراسانم هر دَم . . . بی گدار به آب میزنی نازنینم ...در اقیانوس عشقتمن چون قطرات شبنمی عاشقانه وحباب وار دلهره های جنون ودیوانگی هایت را مرور میکنمپس لرزه های بی گدارِ مجنون وارتشیدایی ترم میکنددر این حال وهوای عاشقی + نوشته شده در چهارشنبه ه
پست موقت... - تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:14
... توی این دنیای کوچک نوشتاریمان ، خلوتگاهی ایجاد کردیم که با نوشتن و نگارش درد دلهای ساده که گاهی از سر شوق وحال وهوای خوبِمان و گاهی از سر پریشان حالی وآشفتگی های ذهنی شکل می گیرد به قلم میکشیم آنچه که بر ما میگذرد.شاید هر کدام از ما با هر جنسیتی وبا هر مرام ومسلکی با توجه به آنچه که در اطرافمان
تو... - تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 5:41
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست... آرامم نیست